سردبیر
نمایشگاه خودرو پاریس یک پیام روشن برای صنعتخودرو جهان دارد؛ دوران اتکا به نامهای تجاری، سابقه صنعتی و امکانات بیشتر به پایان نرسیده، اما دیگر هیچکدام بهتنهایی تضمینکننده بقا در بازار نیستند. خودروسازان اروپایی که سالها با تکیه بر مهندسی پیشرفته و کیفیت محصولات خود رقابت میکردند، اکنون برای تولید خودروهای اقتصادی و کاهش قیمت تمامشده به بازنگری در راهبردهای صنعتی خود روی آوردهاند. این تغییر نشان میدهد حتی اقتصادهای برخوردار از فناوری و زیرساخت گسترده نیز برای حفظ جایگاه خود، ناگزیر از اصلاح ساختار تولید هستند.
تمرکز گروه استلانتیس بر توسعه خودروهای برقی ارزانقیمت، از جمله طرح مفهومی سیتروئن ۲ سیوی با قیمت هدف حدود ۱۵ هزار یورو، تنها یک تصمیم محصولی نیست؛ بلکه نشانهای از تغییر اولویتهای صنعتی است. در این الگو، طراحی، فناوری باتری، مقیاس تولید، تامین قطعات و هزینه نهایی باید در قالب یک برنامه هماهنگ مدیریت شوند. همکاری این گروه با شرکت چینی لیپموتور نیز نشان میدهد رقابت جهانی، حتی خودروسازان بزرگ اروپا را به استفاده از ظرفیت شرکای خارجی برای کاهش هزینه و تسریع توسعه محصول سوق داده است.
این تحولات برای صنعتخودرو کشور ما نیز حامل یک هشدار جدی است؛ صنعتی که با وجود برخورداری از ظرفیت تولید، شبکه قطعهسازی و نیروی انسانی متخصص، همچنان از فقدان یک راهبرد جامع و پایدار رنج میبرد. مساله اصلی فقط فرسودگی فناوری یا افزایش هزینه تولید نیست، بلکه نبود پیوند منسجم میان سیاست ارزی، برنامه تولید، توسعه قطعات، سرمایهگذاری و قدرت خرید مصرفکننده است.
حمایت از تولید داخل زمانی میتواند به توسعه صنعتی منجر شود که از سیاستهای مقطعی و تصمیمهای کوتاهمدت فاصله بگیرد. نمیتوان از خودروساز انتظار کاهش قیمت داشت، اما همزمان دسترسی او به مواداولیه، منابع مالی و قطعات راهبردی را با محدودیتهای پیشبینیناپذیر مواجه کرد. همچنین نمیتوان با محدود کردن رقابت، بدون الزام تولیدکننده به ارتقای کیفیت و بهرهوری، انتظار شکلگیری صنعتی توانمند را داشت. حمایت موثر باید در کنار ایجاد ثبات در مقررات، به افزایش توان رقابتی بنگاهها منجر شود.
در این مسیر، نخستین ضرورت، تدوین نقشه راهی روشن برای تولید خودروهای اقتصادی است. بخش مهمی از بازار داخلی به محصولاتی نیاز دارد که علاوهبر قیمت متناسب با قدرت خرید خانوار، از ایمنی قابل قبول، مصرف سوخت مناسب و هزینه نگهداری منطقی برخوردار باشند. دستیابی به چنین محصولاتی با افزایش شمار مدلها یا تغییرات ظاهری محدود محقق نمیشود؛ بلکه مستلزم بازنگری در معماری خودرو، کاهش تنوع غیرضروری قطعات، توسعه پلتفرمهای مشترک و افزایش تیراژ اقتصادی است.
دومین ضرورت، حمایت هدفمند از قطعهسازان داخلی است. زنجیرهتامین زمانی میتواند پشتوانه تولید ملی باشد که بنگاههای آن به سرمایه در گردش، فناوری و امکان سرمایهگذاری دسترسی داشته باشند. حمایت مالی باید به توسعه ساخت داخل در قطعات راهبردی، ارتقای کیفیت و کاهش وابستگیهای پرخطر منتهی شود، نه آنکه صرفا بدهیهای انباشته را برای مدتی جابهجا کند.
سومین ضرورت، پذیرش این واقعیت است که حمایت از تولید داخل با نادیده گرفتن رقابت تفاوت دارد. خودروساز داخلی باید در محیطی فعالیت کند که امکان برنامهریزی داشته باشد، اما در مقابل، شاخصهای مشخصی برای کیفیت، بهرهوری، خدمات پس از فروش و قیمت تمامشده نیز در برابر او قرار گیرد. واردات هدفمند فناوری و مشارکتهای صنعتی نیز میتواند در خدمت تقویت توان داخلی قرار گیرد؛ مشروط بر آنکه به انتقال دانش و ایجاد ارزش افزوده واقعی منجر شود.
صنعتخودرو ایران برای عبور از وضعیت فعلی، بیش از هر چیز به ثبات در تصمیمگیری و راهبردی فراتر از عمر دولتها و مدیران نیاز دارد. حمایت از تولید داخل نه به معنای حفظ وضع موجود، بلکه بهمعنای فراهم کردن شرایطی است که تولیدکننده بتواند محصولی رقابتپذیر بسازد، قطعهساز امکان توسعه داشته باشد و مصرفکننده نیز از کیفیت و قیمت مناسب برخوردار شود. پیام پاریس روشن است: در رقابت جهانی، حمایت بدون اصلاح ساختار کافی نیست و تولید بدون راهبرد، دیر یا زود هزینه خود را به کل اقتصاد تحمیل خواهد کرد.
